اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

522

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

توجه نكرد و تمام شامات دچار زلزله شد چنان كه لاذقيه و جبله از ميان رفت و جهانى از مردم مردند و كار بانجا كشيد كه مردم سر به بيابان نهادند و از خانه هاى خود و هر چه در آن بود دست كشيدند و چندين ماه از سال 245 زلزله ادامه داشت . متوكل به جايى بنام ماحوزه [ 1 ] در سه فرسخى كاخ سامره منتقل شد و آنجا شهرى بنا كرد و آن را جعفريه ناميد و نهرى از قاطول [ 2 ] بدان جارى ساخت و منشيان و ديوانها و همه مردم را بانجا نقل داد و در آن ( شهر ) قصرى بنا كرد كه مانند آن شنيده نشد و آن در محرم سال 246 بود . متوكل بر نجاح بن سلمه منشى كه پس از عبيد الله بن يحيى از همه منشيانش بر او غالبتر بود ، خشم گرفت چه او پيوسته اموال مردم را مىربود ، پس او را به موسى بن عبد الملك بن هشام متصدى ديوان خراج و حسن بن مخلد ابن جراح سرپرست ديوان مزارع كه دو ميليون دينار از وى ضمانت كرده بودند ، تسليم كرد و موسى بن عبد الملك چند روزى او را شكنجه كرد تا در دست او مرد و املاك و خانه ها و اموالش گرفته شد ، و آن در ذى القعده سال 246 انجام يافت . متوكل بر پسرش محمد منتصر جفا كرده بود ، پس او را عليه وى بر انگيختند و بفكر تاختن بر وى افتادند و چون روز سه شنبه سوم شوال 247 رسيد ، جماعتى از تركان از جمله ، بغاى صغير ، و اوتامش ملازم منتصر ، و باغر ، و بغلوا ، و يربد ، و واجن ، و سعلفه ، و كنداش بر متوكل كه در مجلسى خلوت كرده بود ، درآمدند و بر او تاختند و او را با شمشيرهاى خود كشتند ، و فتح بن خاقان را نيز با وى بقتل رسانيدند . خلافت متوكل چهارده سال و نه ماه و نه روز ، و سن او 42 سال بود و در قصر خود كه معروف به « جعفرى » بود و آن را « ماحوزه » ناميد

--> [ 1 ] معجم البلدان : ماحوزه . كامل التواريخ : ماخوره . [ 2 ] قاطول كطاوس : موضعى است بر دجله .